تبليغاتX
فردای سبز - مسجد مقدس جمكران
اماكن زيارتى منتسب به امام زمان (عج) در ايران و جهان (مسجد جمكران) /علي اكبر مهدي پور

اشاره:

يكى از وظايف شيعيان نسبت‏به حضرت بقية الله عليه السلام تكريم و بزرگداشت ايشان است . اين بزرگداشت، نمودهاى گوناگونى دارد . يكى از آن نمودها، تكريم مكان هايى است كه به آن حضرت، منتسب است .



اين نوشتار، عهده دار نام بردن از اين مكان‏ها و آداب مربوط به آن‏ها است .



اين قسمت مسجد مقدس جمكران را معرفى كرده است .



يكى از وظايف شيعيان تجليل و تكريم اماكن منسوب به وجود مقدس حضرت بقية الله، ارواحنا فداه، است .



آية‏الله سيد محمد تقى موسوى اصفهانى (متوفاى 1348هجرى) در كتاب گران سنگ مكيال المكارم به هنگام شمارش تكاليف مردم در عصر غيبت مى‏نويسند:



شصت و هشتم - بزرگداشت اماكنى كه به قدوم آن حضرت زينت‏يافته‏اند، مانند مسجد سهله، مسجد اعظم كوفه، سرداب مقدس، مسجد جمكران و غير اين‏ها از مواضعى كه بعضى از صلحا آن حضرت را در آن جاها ديده‏اند يا در روايات آمده است كه آن جناب در آن جا توقف دارد، مانند مسجد الحرام ... (1)



از اين رهگذر، بر منتظران ظهور و عاشقان مقدم آن امام نور، لازم است كه اين اماكن را بشناسند و شيوه‏ى تعظيم و تكريم آن‏ها را بياموزند . (2) لذا در صدد برآمديم كه به فضل الهى، از اين شماره، اماكن مقدس و مشاهد مشرف متعلق به آن حضرت را براى خوانندگان عاشق و دل سوخته‏ى حضرت‏اش تقديم كنيم .



با توجه به اين كه فصلنامه علمى - تخصصى انتظار در قم تهيه و چاپ مى‏شود، اين مجموعه مقاله‏ها را از مسجد مقدس جمكران شروع مى‏كنيم .



1- مسجد مقدس جمكران

مهم‏ترين پايگاه شيعيان شيفته و عاشقان دل سوخته‏ى حضرت بقية‏الله، ارواحنا فداه، مسجد مقدس جمكران، در شش كيلومترى شهر مذهبى قم است . مطابق آمار، همه ساله، بيش از دوازده ميليون عاشق دل باخته، از سرتاسر ميهن اسلامى و جهان، در اين پايگاه معنوى، گرد مى‏آيند، نماز تحيت مسجد و نماز حضرت صاحب الزمان، عجل‏الله تعالى فرجه الشريف، را در اين مكان مقدس به جاى مى‏آورند، با امام غايب از ابصار و حاضر در امصار و ناظر بر كردار، راز دل مى‏گويند، استغاثه مى‏كنند، نداى «يابن الحسن! » سر مى‏دهند، از مشكلات مادى و معنوى خود سخن مى‏گويند، با دلى خون بار، از طولانى شدن دوران غيبت، شكوه‏ها مى‏كنند .



آنان كه از شناخت عميق‏ترى برخوردارند، به هنگام تشرف به اين پايگاه ملكوتى، همه‏ى حوائج‏شخصى خود را فراموش مى‏كنند و همه‏ى مشكلات دست و پاگير زندگى را به فراموشى مى‏سپارند و تنها «ظهور سراسر سرور منجى بشر، امام ثانى عشر، حضرت ولى عصر ، روحى و ارواح العالمين فداه، را مسئلت مى‏كنند; زيرا، اگر اين حاجت‏برآورده شود، ديگر مشكلى نخواهد ماند، و اگر اين حاجت روا نشود، حل ديگر مشكلات، مشكل اساسى را حل نخواهد كرد .



مسجد مقدس جمكران، روز هفدهم رمضان 373 هجرى به فرمان حضرت بقية‏الله، ارواحنا فداه، در كنار روستاى جمكران تاسيس شد . تاريخچه‏ى آن - به طورى كه در اين نوشتار به تفصيل آمده - به دست‏شيخ صدوق (متوفاى 381 هجرى) در كتاب مونس الحزين بيان گرديده و كيفيت نماز تحيت مسجد و نماز استغاثه به حضرت بقية الله، ارواحنا فداه، در ضمن آن آمده است .



تاريخچه‏ى مسجد جمكران

آن چه مسلم است، اين است كه اين مسجد، بيش از يكهزار سال پيش به فرمان حضرت بقية الله، ارواحنا فداه، در بيدارى، - نه در خواب - تاسيس گرديد و در طول قرون و اعصار، پناهگاه شيعيان و پايگاه منتظران و تجلى‏گاه حضرت صاحب الزمان عليه السلام بوده است .



علامه‏ى بزرگوار، ميرزا حسين نورى، (متوفاى 1320 هجرى) در كتاب ارزش‏مند نجم ثاقب - كه به فرمان ميرزاى بزرگ، آن را تاليف كرد و ميرزاى شيرازى، در تقريظ خود، از آن ستايش فراوان كرد و نوشت: «براى تصحيح عقيده‏ى خود، به اين كتاب مراجعه كنند تا از لمعان انوار هدايت‏اش، به سر منزل يقين و ايمان برسند» - (3) تاريخچه‏ى تاسيس مسجد مقدس جمكران را به شرح زير آورده است:



شيخ فاضل، حسن بن محمد بن حسن قمى، معاصر شيخ صدوق، در كتاب تاريخ قم از كتاب مونس الحزين في معرفة الحق و اليقين - از تاليفات شيخ صدوق - بناى مسجد جمكران را به اين عبارت نقل كرده است:



شيخ عفيف صالح حسن بن مثله‏ى جمكرانى مى‏گويد:



شب سه‏شنبه، هفدهم ماه مبارك رمضان 393 هجرى، (4) در سراى خود خفته بودم كه جماعتى به در سراى من آمدند . نصفى از شب گذشته بود . مرا بيدار كردند و گفتند: «برخيز و امر امام محمد مهدى صاحب الزمان (5) ، صلوات الله عليه، را اجابت كن كه ترا مى‏خواند» .



حسن بن مثله مى‏گويد: «من، برخاستم و آماده شدم‏» . چون به در سراى رسيدم، جماعتى از بزرگان را ديدم . سلام كردم . جواب دادند و خوشامد گفتند و مرا به آن جايگاه كه اكنون مسجد (جمكران) است، آوردند .» .



چون نيك نگاه كردم، ديدم تختى نهاده و فرشى نيكو بر آن تخت گسترده و بالش‏هاى نيكو نهاده و جوانى سى‏ساله، بر روى تخت، بر چهار بالش، تكيه كرده، پيرمردى در مقابل او نشسته، كتابى در دست گرفته، بر آن جوان مى‏خواند .



بيش از شصت مرد كه برخى جامه‏ى سفيد و برخى جامه‏ى سبز بر تن داشتند، بر گرد او روى زمين نماز مى‏خواندند .



آن پيرمرد كه حضرت خضر عليه السلام بود، مرا نشاند و حضرت امام عليه السلام مرا به نام خود خواند و فرمود: «برو به حسن بن مسلم (6) بگو: «تو، چند سال است كه اين زمين را عمارت مى‏كنى و ما خراب مى‏كنيم . پنج‏سال زراعت كردى و امسال ديگرباره شروع كردى، عمارت مى‏كنى . رخصت نيست كه تو ديگر در اين زمين زراعت كنى، بايد هر چه از اين زمين منفعت‏برده‏اى، برگردانى تا در اين موضع مسجد بنا كنند .»



به حسن بن مسلم بگو: «اين جا، زمين شريفى است و حق‏تعالى اين زمين را از زمين‏هاى ديگر برگزيده و شريف كرده است، تو آن را گرفته به زمين خود ملحق كرده‏اى! خداوند، دو پسر جوان از تو گرفت و هنوز هم متنبه نشده‏اى! اگر از اين كار بر حذر نشوى، نقمت‏خداوند، از ناحيه‏اى كه گمان نمى‏برى بر تو فرو مى‏ريزد .»



حسن بن مثله عرض كرد: «سيد و مولاى من! مرا در اين باره، نشانى لازم است; زيرا، مردم، سخن مرا بدون نشانه و دليل نمى‏پذيرند .» .



امام عليه السلام فرمود: «تو برو رسالت‏خود را انجام بده . ما، در اين جا، علامتى مى‏گذاريم كه گواه گفتار تو باشد . برو به نزد سيد ابوالحسن، و بگو تا برخيزد و بيايد و آن مرد را بياورد و منفعت چند ساله را از او بگيرد و به ديگران دهد تا بناى مسجد بنهند، و باقى وجوه را از رهق (7) به ناحيه‏ى اردهال كه ملك ما است، بياورد، و مسجد را تمام كند، و نصف رهق را بر اين مسجد وقف كرديم كه هر ساله وجوه آن را بياورند و صرف عمارت مسجد كنند .



مردم را بگو تا به اين موضع رغبت كنند و عزيز بدارند و چهار ركعت نماز در اين جا بگذارند...

+ نوشته شده در  شنبه بیست و یکم بهمن 1385ساعت 17:15  توسط  دیلمی   |